غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

402

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

كسرى بيشتر از پيشتر در تربيتش كوشيد و نرسى در آن ايام دربند و شروانرا بنا كرد و چونروى بعالم آخرت آورد پسرش فيروز كه در غايت صباحت و ملاحت و نهايت جلادت و شجاعت بود تاج ايالت بر سر نهاد و در ايام دولت خود چند نوبت لشكر بگيلانكشيده آخر الامر آن مملكترا مسخر ساخت و دختر يكى از ملكزادگان آن ملك را در حباله نكاح آورده او را از آنمستوره پسرى متولد گشت و فيروز آنمولود عاقبت محمود را جيلانشاه نام نهاده منجمانرا فرمود تا نظر بر زايجه طالع جيلانشاه اندازند و آنجماعت بعد از تامل در اوضاع كواكب عرض كردند كه از صلب شاهزاده دولتمندى در وجود خواهد آمد كه باستقلال بر مسند جاه و جلال متمكن گردد فيروز را از استماع اين بشارت مبتهج و مسرور شده چون او نيز راه سفر آخرت پيش گرفت مملكتش بجيلانشاه تعلق پذيرفت و از جيلانشاه پسرى قمرمنظر در وجود آمده موسوم بجيل گشت و جيل بعد از فوت پدر افسر سرورى بر سر نهاده تمامى بلاد جيل و ديلم را مسخر نمود در آن اثناء بعضى از منجمان بوى گفتند كه از علم تنجيم نزد ما بوضوح پيوسته كه ممالك طبرستان بالتمام بتحت تصرف تو درخواهد آمد بنابرآن سوداء تسخير آن مملكت در دماغ جيل پيدا شده يكى از اهل اعتماد را در گيلان نايب خود گردانيد و تغيير لباس فرموده چند سر گاو بار كرد و در پيش انداخت مانند شخصى كه بواسطهء تعدى حكام جلاء وطن اختيار نموده باشد پياده متوجه طبرستان گشت و چون بدان ولايت رسيد با حكام و اشراف طريق اختلاط و ارتباط مسلوك داشته بواسطهء علو همت و وفور بذل و سخاوت محبتش در دل همگنانقرار گرفت و او را گاوباره لقب نهادند و در آن وقت از جانب كسرى آذر ولاش در آن مملكت حكومت مىنمود و آذر ولاش شمهء از اوصاف پسنديدهء گاوباره شنيده او را پيش خود طلبيد و ملازم گردانيد و بعد از چندگاهى كه گاوباره ملازمت آذر ولاش كرد و مداخل و مخارج آن مملكت را به نظر احتياط درآورد رخصت انصراف حاصل فرموده بگيلان بازگشت و لشكر فراوان جمع ساخته بعزم پرخاش آذر ولاش رايت جلادت برافراخت و آذر ولاش بر حقيقت حال گاوباره وقوف يافته كيفيت حادثه را بيزدجرد بن شهريار كه در آنزمانحاكم مملكت عجم بود عرضه داشت نمود يزدجرد در جواب نوشت كه معلوم نماى اين شخص از كدام قوم است و بچه تدبير مالك ممالك جيلان شده است آذر ولاش نوبت ديگر پيغام داد كه پدران او از مردم ارمنيه بوده‌اند بگيلان رفته بتغلب زمام ايالت بدست آورده‌اند كسرى به اين سخن التفات ننمود و از مؤبدان فضيلت‌مآل و بعضى از پيران كهن‌سال تفتيش احوال گاوباره فرمود آن جماعت بعد از تحقيق معروض داشتند كه نسب اين شخص بجاماسپ بن فيروز منتهى مىشود و چون در آن ولا سپاه اسلام بحدود ولايات عراق درآمده بودند يزدجرد را مناسب ننمود كه با شخصى كه از بنى اعمام او باشد بجهة ولايت طبرستان مخاصمت نمايد لاجرم بآذر ولاش نوشت كه ميان ما و گاوباره قرابت قريبه واقع است مناسب نميدانيم كه بجهة طبرستان او را از خود برنجانيم بايد كه زمام حل و عقد آن ولايت را به كف كفايت او دهى و غاشيهء متابعتش